دیشب آهنگه علی کوچولو را از صفحه خانومه زیپ دانلود کردم....
وقتی گوش دادم خیلی دلم می خواست گریه کنم...
علی کوچولو برای همه همسن های من شاید یک جور نماد کودکــــــیه... نمادی که تو
این آهنگ آرزوی بازگشت به کودکی را داره... نمادی که میمیره....
وقتی این آهنگ را گوش دادم یاد همه بچه هایی افتادم که تو این مدت به خــــــــــاطر
اعتراض هاشون تحقیر شدن ، کتک خوردن...
میگم کتک خوردن فکر نکنید در حد ۴ تا چک و لگد...! کتـــــــک خوردن....
حرف ها زیاده... از دیده ها وشنیده هام... اما هنوز از نظر من ســــــکوت کردن
بهتره...
من آدم خودخواهی هستم... و این خود خواهـــی باعـث میشه برای اینکه موقعــیتم در
خطر نیافته سکوت کنم....
خواهری (یک مهربان دیگه) از خاطرات سفر که میگه ، به نظر خیلی ناراضی میاد...
خواهر جان درست دیدی...
ما همه آشفته ایم ، همه هویتمون را گم کردیم ....
شاید از ۵۰٪ این مردم که بپرسی دنبال چی میگیردید، چی می خواین؟ ندونند ...
راستش گاهی فکر میکنم ملت ایران در حاله مرگه.... شاید یک جور کما... میتـــــونه
برگرده اما شرایطی داره... پزشک متخصص می خواد ، وسیله می خواد،امکـانا ت و
مراقبت می خواد...
وگرنه میمیره....
این مردمی که تو با این قیافه دیدیشون فقط تو خیابونا نیستن... دانشگاه های ما از این
بـــــدتره....
من نمیگم چی خوبه ، چی بد ... اما ما هویتمون و موقعیت شناسیمون را از دست دادیم
خواهری...
با همون آرایشی که میریم عروسی ، تو خیابون و دانشگاه هم با همون میریم... گــاهی
بعضی هامون با همون ریخت ختم هم میریم!!! باور کن خواهری...
یاد شعر زیر افتادم ...
از ایران و از ترک و از تازیان نژادی پدید آید انــــدر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود سخن ها به کردار بازی بود
پینوشت : دلم خیلی برات تنگ شده ، اما این نیز بگذرد....
پینوشت : برادر جان شما اول شیرینی اخذ پذیرش را بده،بعدا نوبت من...!همه جا به نوبت....
پینوشت : فرنوش جونم کجایی؟ چرا صفحه ات حذف شده... چرا بی خبر؟بی خداحافظی.... فرنوشی کجایــــــــــی 