گیج...
انسان گیج دیدید؟
آیا شما هم یک گیج تشریف دارید؟
اما بنده نوبر گیج ها هستم...
دوستی دارم که خیلی گیج بازی در میاره، اما همیشه میگه مهربان من به شوهرم میگم وقتی مهربان
و اشتباهاتش را میبینم به خودم امیدوار میشم!!!
یعنی ببینید دوز گیجی تا چه اندازه!!!
حالا این بار گیجی من داشت یکی از شانس های بزرگ زندگیم را از من می گرفت!!!
من اون زمان که لاتاری ثبت نام کردم چون اصلا، اصلا فکر نمیکردم اسم من هم در بیاد خیلی به پر
کردن و چک پرینت گرفتن از فرم ها دقت نکردم...
فقط شماره ۱۶ رقمی که بهم داد را نوشتم و چند جا قایم کردم(حالا خوبه حداقل اینقدر از خودم نبوغ به
خرج دادم و اون کد را گم و گور نکردم!)
خوب حالا بنده یکی از برندگان خوش اقبال این قرعه کشی بزرگ بودم...
اما از روزی که جوابها اومد دردسرهای ناشی از گیج بازی من موقع ثبت نام شروع شد...
۱. فامیلیم ۲ سیلابی بود و من بین این ۲ سیلاب فاصله گذاشته بودم، در حالی که پاسپورت ایران این کار
را نمی کنه...
رفتم اداره گذر نامه واسه التماس و تمنا که هرچند که هنوزم پاسپورتم نیامده اما راضیشون کردم فاصله
بزارن بین ۲ سیلاب...
۲. زمان ثبت نام من دانشجوی ارشد بودم، ولی دوست خرم گفت خوب تا قبولیت بیاد تو ارشدت را گرفتی
و من خر تر هم زدم مستر، حالا نگو باید در اون لحظه تموم شده می بود!!! که اینم با یک ایمیل حل شد
حدودا...
و اما اشتباه بزرگتر!!!
بزرگتر که چه عرض کنم؟؟
فاحش...
۳. بنده یادم نمیومد سال تولدم را چی زدم، در حالی که اینها ایمیل های با سوالات خاص را که
خصوصی حساب میشه را باید روز و ماه و سال دقیق تولد را براشون بزنی تا جواب بدن...
ما دیدیم این مورد اینجوری حل بشو نیست...
لذا با این زبان داغونمون زنگ زدیم به آمریکا...
به این کارمندان بلاد کفر توضیح دادیم چی شده و اونها هم خیلی راحت گفتن خوب ما شرمنده ایم!!!
شما بدون دانستن تاریخ کامل و دقیق تولد نمیتونید با ما ارتباطی بر قرار کنید....
هرچی من توضیح دادم من شماره کیس دارم، اسم دارم، فامیل دارم...
اونا هیچ قبول بکن نبودن!!!!
خوب من ازشون خواستم دو تا تاریخ حدس بزنم که اونها گفتن فقط و فقط دوتا تاریخ!!!
اولین تاریخی که حدس زدم غلط بود...
این یعنی من تاریخ مندرج در شناسنامه و پاس را درج نکردم...
خوب پس من چه تاریخی را درج کردم؟؟؟
مهربان به مغزش فشار میاره...
آها ، مهربان روز تولد واقعی و شناسنامه ایش با هم فرق میکنه!!!
مامان و بابای گرامی لطف کردن و شناسنامه ای برام گرفتن بزرگ تر از خودم تا زودتر برم قله های
علم را فتح کنم...!
اما خوب من اینقدر شعور دارم که از این تاریخ فقط واسه تولد استفاده کنم و کار اداری باهاش انجام ندم!!!
خوب اما من دو تا حدس دارم...
اولی که نبود...
پس این را امتحان میکنیم...
۲۸ اکتبر...
و خانوم پشت خط...
بله، درسته!!!
و من نفس حبس شده ام آزاد شد...
خانومه گفت باید با این تاریخ با ما مکاتبه کنی ولی تاریخ پاست را تو فرم ها درج کنی...
یعنی فکر کنم داشت پیش خودش میگفت، این دیگه کیه!!!!
من چون کسی که در باد ایستاده میمانم.گاه این باد آرام و دلنواز است چون نسیم و گاه سخت و سرد چون طوفان...