چند روزی است که هی می خواهم بنویسم اما همین که می آیم و باز با این دوتا نظر خصوصی روبرو
میشم کلا یادم میره چی می خواستم بنویسم....
خوب برای هر وبلاگ نویسی نظرات خصوصی محبت آمیز و توهین آمیز زیادی ارسال میشه!!!!
اما این دوتا نظر نمیدونم چرا اینقدر لوس و ننر میاد به نظرم...
عزیزانم...
پسرم ایدین جان... دخترم سارا جان!!!!
کمی بزرگتر فکر کنید...
حیف نیست اینقدر آدم محدود فکر کند و خودش را برای هیچ و پوچ حرص بدهد؟؟؟؟
سارا جان واقعا چرا من باید بیام وقت بزارم و برای شما ایمیل بزنم و همه زندگیم را بریزم روی یک
ایمیل و به شما تحویل بدم؟؟؟
من را با چه موجودی اشتباه گرفتی سارا جان؟؟؟
ایدین جان با توجه به کدامین پست های قبلی، من عقده ای تشخیص داده شده ام؟؟؟؟
و اینجا را با یک جایی که دقیقا نمیدونم کجا منظورتونه اشتباه گرفتم؟؟؟؟
سه شنبه 30 خرداد1391 ساعت: 8:39
توسط:ایدین
نمیدونم چرا ولی احساس نمیکنی یه کم عقده ای و کمبودی هستی اینو از رو تمومه مطالبه قبلیت میگم واقعا که ........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟جای سواله برام ایجارو با کجا اشتباه گرفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یه خورده رو شخصیتت کار کن انشاالله که خدا زودتر شفاعت دهد .......
واقعا من نمیدونم تو کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولی حرفات در مورده ایمان برام مهمه چون........پس ازت خواهش میکنم بیا به ایمیلم و کله ماجرارو برام بگو به خدا قسم میخورم به کسی نگم راستی اگه میشه اسمه واقعیتو+کجا و چی درس میخونینو بهم بگو به خدا قول میدم مثل یه خواهر تمومه حرفات تو دلم بمونه قول میدم به جون مادرمم که تنها ترین عشقم تواین دنیاس قسم میخورم فقط بیا و بگو قضیه چیه رابطه بین تو و ایمان چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟توروخدا منتظرما...... منم به یه چیزایی شک کرده بودم و همه چی از روزی شروع شد که گفت قلبش درد میکنه و من مسخرش کردم ......توروخدا بیا ...
پینوشت: سوین جان من به کل فراموش کرده بودم که قرار بود برات رشته بیوتکنولوژی را بگم... هرچند که خودم هم اطلاعات کاملی در موردش ندارم... سعی میکنم آمارش را در بیارم...
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۱ ساعت 23:52 توسط مهربان
|
من چون کسی که در باد ایستاده میمانم.گاه این باد آرام و دلنواز است چون نسیم و گاه سخت و سرد چون طوفان... اینجا می نویسم از روزانه هایم.از دلتنگی ها. چون نیاز دارم به دردِ دل اما حرفهایم خصوصی است و جز به صورت ناشناس نمی توانم دردِ دلی کنم...