باران....
پــنــجـــــره را بــــــــاز کـــن و از ایــن هـــــوای مطــبـــوع بــارانـــی ...لــذت بـبــــر ...
خـــــــــــــــــــــــــــــــــوشبــخــتـــانــــه
بــــاران ارثِ پـــدر هیــچــکــس نیـــسـت ...!
(حسیـن پـنـاهــی)
ساعت ۱۲:۵۳ نیمه شب...
هوای تهران بارانی است و من عاشق باران....
وقتی بچه بودم مامانم میگفت وقتی بارون میاد فرشته ها همراه بارون میان زمین و اگر تو آرزو کنی
آرزوی تو را خیلی سریع با خودشون میبرن بالا...
واسه همینه که وقتی بارون میاد آرزو کنی خیلی زود برآورده میشه...
خیلی کودکانه است اما من هنوز این داستان را باور دارم و وقتی بارون میاد دست به دعا بر میدارم...
گاهی داشتن یک همچین اعتقادات خرافی بد نیست....
بد که نیست هیچ، آرام بخشم هست!!!
و من امشب آرامم...
برای همتون تو این هوای بارونی قشنگ دعا میکنم...
برام دعا کنید....
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:58 توسط مهربان
|
من چون کسی که در باد ایستاده میمانم.گاه این باد آرام و دلنواز است چون نسیم و گاه سخت و سرد چون طوفان...